كيهان كلهر با نوايش جادو مي كند

 

خشك چوبي ،خشك سيمي ، خشك پوست                از كجا مي آيد اين آواي دوست

سوم آذر ماه زادروز كمانچه نواز توانمند و شهير ايراني، كيهان كلهر.

كلهر با نواي كمانچه اش مرا سحر و جادو ميكند. خاطرات زيادي با آثار او دارم از جمله اثر بسيار زيبا و ماندگار شب ، سكوت ، كوير به خوانندگي استاد محمد رضا شجريان كه به مردم ايران زمين مخصوصا مردمان خراسان تقديم شد.

كيهان كلهر در سوم آذر ماه سال 1342 در تهران چشم به جهان گشود.دوازده ساله بود که به صورت حرفه‌ای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد.

کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا فارغ‌التحصیل شد. او از جمله موسيقيدان هاي پركار ايرانيست كه براي شناساندن موسيقي ايراني تلاش بسياري كرده است. از جمله فعاليت هاي او ميتوان به كار هاي مشترك او با موسيقيدان هاي غير ايراني اشاره كرد كه از كارهاي ايراني او بيشتر است از جمله:

سري آلبوم هاي غزل كه شامل 4 آلبوم ميشود كه با همكاري شجاعت حسين خان نوازنده سيتار هندي و سانديپ ساس نوازنده طبلار ضبط شده است.

كارهايي به همراه  کوارتت کرونوس (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک كه حاصل آن موسيقي جاده ابريشم و شب هاي فيروزه اي نيشابور بوده است.

شهر خاموش به همراه کوارت زهی بروکلین رایدر ،كيهان كلهر اين اثر جاودان را براي كودكان حلبچه ساخته و بهترين آلبوم سال شد.

آلبوم تا بيكران دوردست كه در خارج از ايران به نام The windمنتشر شده همراه با اردال ارزنجان ترك نوازنده باقلامار.

و همكاري او با گروه هاي ايراني مربوط ميشود به چندين سال رويايي موسيقي ايراني كه كيهان كلهر به همراه استاد شجريان و استاد عليزاده و همايون شجريان گروه اساتيد را تشكيل داده بودند و اثار زمستان است ، بي تو به سر نمي شود ، فرياد ، ساز خاموش ، سرود مهر را خلق كرند.

البته فعاليت كيهان كلهر با ايراني ها به اينجا ختم نمي شود و آثار زيباي ديگري از جمله در آيينه آسمان و نخستين ديدار بامدادي به همراهي علي اكبر مرادي و پژمان حدادي روانه بازار كردند.

از جمله افتخارات او مي توان به نامزدي جايزه گرمي براي كارهاي زمستان است و بي تو به سر نمي شود و آلبوم هاي غزل نام برد.

استاد حسين عليزاده درباره كيهان كلهر چنين ميگويد:  او جهاني ترين موسيقيدان ايرانيست

در پايان دو اثر از كيهان كلهر به همراهي سيامك جهانگيري ، سيامك آقايي و ژدرام خاور زميني براي شما عزيزان

 قرار داده ام:


دشتي

نوا
 

Categories: موسيقي

براي داريوش فروهر،مردي كه زندان خانه دومش بود

آخر ای خنجر مردم کش بیگانه پرست            خوش نسشتی به تنم در شب خنجرشکنان

نخستين روز آخرين ماه پاييز ، روزي ناگوار در صفحه تاريخ ايران. روزي كه دو روشنفكر ايراني كه موجب غضب كج انديشان شده بودند به ددمنشانه ترين شكل ممكن كشته شدند.

داريوش فروهر و پروانه اسكندري (فروهر) از جمله كساني كه در قتلهاي زنجيره اي كه بيش از صد نفر از روشنفكران و سياسيون و اهالي ادب را شامل ميشود قرباني شدند.

داريوش فروهر از جمله فعالين سياسي حامي دكتر مصدق كه فعاليت هاي مبارزاتي زيادي با دربار سلطنتي محمدرضا پهلوي را در كارنامه خود دارد و بارها به بند كشيده شد تا جايي كه زندان را خانه دوم او مي خواندند و  به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌اش پس از کودتای ۲۸ مرداد، برای دستگیری زنده و یا تحویل مرده‌اش جایزه تعیین كردند.

داریوش فروهر در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ و همزمان با فرار شاه از ایران، برای ملاقات با آیت‌الله خمینی عازم پاریس شد و ۱۶ روز بعد همراه آیت‌الله خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ درکابینه دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان شرکت کرد و به عنوان وزیر کار در دولت موقت ایران مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد .

از راست : داريوش فروهر – عباس امير انتظام – فربد – بازرگان

و شرحي كه ما را بيش از اين مي رنجاند شرح درد داريوش فروهر بعد از انقلاب است. وي همزمان با آغاز پاییز سال ۶۰ به زندان رفت و پنج ماه زندان را نیز در کارنامه سیاسی پس از انقلاب خود به جای گذاشت. بنا به گفته دوستان و همراهان فروهر، این بازداشت پنج ماهه با کاهش ۱۵ کیلویی وزن وی همراه بود. مطابق برخی خبرها، آزادی فروهر به دستور مستقیم آیت‌الله خمینی صورت گرفته بود. چرا که فروهر از سابقه همبندی با مصطفی خمینی فرزند آیت‌الله خمینی در زندان شاه برخوردار بود و گویی شرح همراهی‌های او در زندان به گوش آیت‌الله رسیده بود.

در هوای گرفته ی پاییز
 وقت بدرود شب ، طلوع سحر
 پیله اش را شکافت پروانه
 آمد از دخمه ی سیاه به در
بالها را به شوق بر هم زد

پروانه اسكندري از معدود زنان سياسي ايران كه پا به پاي همسر خود در تمامي فعاليت هاي سياسي حضوري موثر داشت. او داراي زباني شيوا و لحني زيبا در نوشته هايش بود و پس از مرگش دخترش پرستو فروهر اقدام به گردآوری مجموعه‌ای از شعرهای برگزیده وی نمود و آنها را در قالب کتابی با نام «شاید یک روز»  به چاپ رساند.

 سیمین بهبهانی در رثاي پروانه اسكندري چنين ميگويد: «با شعر پروانه فروهر پس از فاجعهٔ قتلش آشنا شدم. پیش از آن می‌دانستم که شعر می‌گوید، اما هیچ گاه از زبان خودش نشنیده بودم بس که فروتن بود.».

داريوش فروهر پاييزهاي تلخ وزيبايي را تجربه كرد از جمله :

عضويت در گروه مكتب در آذرماه سال 1320

تبديل گروه مكتب به حزب ملت ايران در آبان ماه سال 1330

و پس از انقلاب

پنج ماه زندان در مهر ماه سال 60

و بالاخره در اذر ماه سال 77 به همراه همسرش به قتل رسيد

در رثاي داريوش فروهر همين بس كه  او هميشه در راه احقاق حق ثابت قدم بود تا جايي كه در قبل از انقلاب براي مرده يا زنده اش جايزه تعيين شد  و در بعد از انقلاب  براي قتلش فتوا صادر كردند.

در پايان شعري از حميد حاجي زاده يكي ديگر از قربانيان قتل هاي زنجيره اي كه به همراه فرزند 9 ساله اش كشته شد.

 

رفتم از کوچه اندیشه برون سر شکنان             خسته دل ،سوخته جان، با دل باور شکنان

نیست در گوهر پاکم خلل از کینه ولی              دلم آشفته شد از غفلت گوهر شکنان

چه هنر بت شکنی تا بود آزر بتگر                 خود بخود بت نبود تا بود آزر شکنان

خبر مرغ قفس را به چمن خواهم برد              گر گذشتم به سلامت زبر پر شکنان

بر در بسته میخانه به حسرت دیدم                  در دلم می‌شکند خنجر ساغر شکنان

خود نه خاری زدل خسته من کس نگرفت         که شکستند پر رفتنم این پر شکنان

آخر ای خنجر مردم کش بیگانه پرست            خوش نسشتی به تنم در شب خنجرشکنان

پاس ما مردم آزاده بدارید که ما                    تاج برداشته‌ایم از سر افسرشکنان

 

Categories: جنبش سبز

به ياد استاد سيد خليل عالي نژاد

نوامبر 17, 2009 محسن 1 comment

 

طعم گس چهارشنبه

بوی تمشک و خاکستر

  عطر تنبور و فلوت

دیروز کبوتری از من سراغ تو را می گرفت

 گفتم ، به سمت واژه های ترد

 یادم افتاد از هفتم آسمان ندیدمت

 و چه قدر دلم برایت تنگ شده

27 آبانماه سالروز مرگ نابهنگام و ناگوار عارف و تنبور نواز چيره دست استاد خليل عالي نژاد.

سید خلیل عالی نژاد در سال ۱۳۳۶ و در صحنه كرمانشاه متولد شد. پدرش مرحوم سید شاهمراد عالی نژاد، نوازنده تنبور بود.

سید خلیل مشق تنبور را با سید نادر طاهری آغاز کرد و پس از ۲ سال نزد سید امرالّه شاه ابراهیمی رفت. همچنین از درویش امیر حیاتی نیز بهره برد و بعدها به محضر استاد عابدین خادمی

راه یافت؛ در این دوره و به صورت همزمان سرپرستی گروه تنبورنوازان صحنه را نیز بر عهده گرفت. وی در اواخر دهه پنجاه در رشته موسیقی از دانشگاه هنر فارغ التحصیل شد.

در اوایل دهه ۶۰ گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری تشکیل شد و عالی نژاد به جمع این گروه پیوست. حاصل همکاری با گروه تنبور شمس، تکنوازی و جواب آواز ماندگار

سید خلیل در کاست صدای سخن عشق بود که با صدای شهرام ناظری انتشار یافت.

در اواسط دهه ۶۰ سید خلیل خود گروه بابا طاهر را تشکیل داد و اعضای گروه باباطاهر کاستی بیرون دادند به نام زمزمه قلندری. اواخر همین دهه سیدخلیل به وصیت مرحوم عبادی برای

شرکت در مراسم خاکسپاری او به تهران رفت و دیگر هیچ گاه به دیار خود باز نگشت.

عالی نژاد پس از چند سال ماندگاری در تهران سرانجام ترک وطن کرد و به سوئد مهاجرت کرد. علت این مهاجرت هنوز دقیقا مشخص نیست، اما سرانجام آن قتل فجبع سید خلیل بود.

در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در شهر گوتنبرگ سوئد، سید خلیل به دست افراد ناشناس به قتل رسید و خانه وجسم بی جانش به آتش کشیده شد.

 در اينجا آهنگي زيبا و ماندگار به نام آيين مستان براي شما عزيزان آماده شده است براي دانلود اين اثر از لينك زير ميتوانيد استفاده كنيد

از اينجا دريافت كنيد

در پايان كلامي از آن عارف فرزانه ، استاد خليل عا لي نژاد:

ای دف بجز از نام علی داد مکن                                            بجز از شیوه مردانگیش داد مکن

روحش شاد و يادش گرامي

Categories: موسيقي

باتوم به دست هم دهيم به غيظ ، نماز جمعه خود را كنيم آباد

نوامبر 9, 2009 محسن 18 نظر

اين روز ها كه سبزها بيش از پيش در تلاش و كوشش براي به ثمر رساندن تلاش هاي خود هستند و با تكيه بر راه سبز اميد همه جا را تبديل به ميتينگ هاي سياسي ميكنند و مردم بي خبر را با خبر از جريانات و وقايع روز ميكنند تا دروغ ها و عوام فريبي هاي رسانه ميلي را روشن سازند جبهه مقابل نيز پر تكاپو شده، دلسوختگان خود را به ماموريتي بزرگ فراخوانده از جمله حضور آقايان صفار هرندي و رسايي در دانشگاههاي مختلف از شمال گرفته تا جنوب ولي چه ثمر به جز برافروخته شدن مردم و انگيزه بيشتر براي احقاق حقوق از دست رفته خود.

اما نكته اي كه مرا به نگاشتن اين مطلب باز داشته حضور پررنگ و رونق تبليغات متفاوت براي حضور در نماز جمعه است. از تبليغات تلويزيوني گرفته تا بيلبوردهاي تبليغاتي در سراسر شهرها.

چندي از احاديث و بيانات تبليغاتي را كه در بيلبوردها و رسانه ها مشاهده كردم را در ذيل بيان ميكنم:

رسول خدا – صلى اللّه عليه وآله – فرمود:
كسى كه سه بار پى در پى بدون عذر و جهت ، نماز جمعه را ترك كند، خداوند بر دلش مهر ضلالت مى زند.

 به نظر من اين حديث خيلي شباهت به تفكرات آقاي مصباح يزدي دارد وجريان همان موضوع  حديث پياز عكه را دارد كه براي فروش بيشتر پيازهاي خود نزد حاكم مكه رفت و راهي براي فروش پيازهاي خود خواست كه حاكم مكه  ابوهريزه براي او حديثيي ساخت:

 ابوهریره گفت: ای مردم، من از حبیب خودم، رسول خدا(ص) شنیدم كه فرمود: هر كه پیاز عكه را در مكه بخورد، بهشت بر او واجب می‌شود.
چون مردم این كلام را از ابوهریره شنیدند، ازدحام كردند و در ظرف مدت كوتاهی تمام پیازها را خریدند.

متن كامل اين داستان مي توانيد در اينجا بخوانيد :  http://www.andisheqom.com/Files/gunagun.php?idVeiw=661&&level=4&subid=661

در جايي ديگر ديدم :

بنيانگذار كبير انقلاب فرمودند: آن عده اي كه عياشي مي كردند و جلوي عياشيهايشان گرفته شده ناراحت اند، آنها هستند كه دولت را تضعيف مي كنند و دايم مي گويند كمبود هست، اينها هستند كه مشغول تضعيف دولت هستند.آقايان بايد در نماز جمعه ها دولت را پشتيباني كنند.

نميدانم اين نقل قول چقدر صحت دارد ولي سوالم اينجاست كه چرا در زمان دولت مهرورزي كه مهرورزي اش همراه با باتوم است و دولت عدالت محور كه نماد عدالتش اختصاص وام هاي ميلياردي به خواص است، فرياد حمايت از دولت بر آمده است چرا در زمان دولت اصلاحات به وزراي دولت اصلاحات بدترين حملات صورت ميگرفت و وزير كشور آن زمان در نماز جمعه با كتك مورد استقبال قرار ميگرفتند.

حضور گسترده در نماز جمعه موجب ارتقای آگاهی مردم به مسائل روز می شود

آيا ارتقاي آگاهي مردم به مسائل روز به معناي حمله به منتقدان است و با استفاده از آن تريبون آنها را منافق و ملحد و دشمن كشور و اسلام خواندن است.

آيا نه اينكه گسترده ترين نماز جمعه اخير در روز 26 تير به امامت هاشمي رفسنجاني بود و اگر شما به دنبال گستردگي نماز جمعه هستيد چرا از آنها با گاز اشك آور و باتوم استقبال كرديد.

نماز جمعه صنفي است و مشتريان خاص خود را دارد و همه از يك جريان همسو هستند تا جايي كه امامان جمعه آن نيز غربال شدند كار به جايي رسيد كه هاشمي رفسنجاني و آيت الله استادي و آيت الله اميني از نماز جمعه كنار گذاشته شدند.

آيت الله طاهري كه  از روحانيون محبوب اصفهان بود در جريان 18 تير از امامت جمعه استعفا كرد و در نامه اي سرگشاده به اعتراض به اوضاع كشور خطاب به مردم گفت :

هنگامي كه از وعده‌ها و قول و قرارهاي اول انقلاب ياد مي‌آورم، همچون بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم

 تا کی برای مردم تکراری سخن بگوييم

 لاف زدن و گزاف گفتن و تزوير نمودن و حريم خصوصی افراد را شکستن و سخنان کليشه ای نتوانسته از حجم انبوه مشکلات و معضلات بکاهد

رجاله ها و فاشيست هايی که معجونی از جهل و جنونند هم فقيه و هم فيلسوف و هم داروغه و هم حاکم و هم مفتی و هم قاضی هستند!

 آري نماز جمعه صنفي است و مشتريان و امامان جمعه صنف خود را ميطلبد، ائمه جمعه بايد آقايان جنتي و سعيدي و خاتمي و علم الهدا و خزعلي باشند تا اين بيانات گهربار را داشته باشند

آقاي خزعلي در نماز جمعه اي گفتند :«عيد نوروز عيد درختان است، عيد بزرگ ايرانيان بايد عيد غدير باشد».

احمد خاتمي رافت اسلامي خويش را به رخ جهانيان كشيد و گفت : «با سران اغتشاش که سر در آخور آمریکا و اسرائیل دارند قاطعانه و بی‌رحمانه برخورد کند
 
 آقاي سعيدي از تريبون خود در قم بيان كردند كه :كسي كه حرف ولي فقيه را بشنود و به آن عمل نكند، حكم خدا را زمين گذاشته و طبق روايات مشرك است.
 
آقاي علم الهدا هر هفته در جوار امام رضا بدترين و كم ارزشترين بيانات را دارند تا جايي كه ميگويد:
 
  «کجای قیام مردمی و فجر انقلاب در سال 1357 با مطرب و تار و تنبور و جریان هنر رابطه داشت که شما جشنواره‌های هنری را هر ساله تکرار می‌کنید»؟

اينک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه رسيد و سبز ماند و جاودانه گشت.

نوامبر 4, 2009 محسن 5 نظر

13 Aban

امروز آسمان و زمين سبز بود

پير و جوان سبز بود

امروز همه چيز و همه جا سبز بود به جز دل ِ “با ‌‌‌‍دوستي دشمنان” كه باز هم دلشان سياه و از جنس سنگ بود

حتي جنبش سبز علوي نتوانست رنگ و جنس دلشان را تغيير دهد و ما باز هم شاهد زشت و ناپسندترين حركات

از جانب آنها بوديم با خود گفتم نكند اينان ره جنبش سبز ُاموي را يافته اند؟

13 Abane 2

چرا و چگونه ميتوانند با ما اينچنين باشند مگر آنها نميدانند،

من اینجا ریشه در خاکم

من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم

من اینجا تا نفس باقی است می مانم

 

مگر نميدانستند من دچار خفقانم ؛ خفقان

مگر نميدانستند من روزي هوارم را سر خواهم داد

 
حال با شما هستم اي “با دوستي دشمنان”،

در ها را باز کنید

من به دنبال فضایی می گردم

لب بامی ؛ سر کوهی؛دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم

 

مي خواهم به شما بگويم :

درین زندان، برای خود هوای دیگری دارم

جهان گو بی صفا شو ، من صفای دیگری دارم

اسیرانیم و با خوف و رجا درگیر، اما باز

درین خوف و رجا من دل به جای دیگری دارم

 

با توام ، با تو،

13 Aban 1

 

ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن

زبان خشم و خونریزي‌ست

زبان قهر چنگیزی‌ست

بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید

فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

 

Categories: جنبش سبز

براي آزادي محمد قوچاني بعد از 131 روز

روز ميلاد تو باز،

آسمان جشن گرفت،

و به يمن قدم سبز تو باران باريد

Ghoochani

 

شعر از مجتبي كاشاني

عكسها از موسي هاشم زاده

Categories: جنبش سبز